معماری اسلامی را پاس بداریم

!!!
معماری سبز در روستا
روستای پالنگان در کردستان
هنری فوسیون
فرم انگاره هر هنرمند است و زندگی احساسی او است که به فرم تبدیل می شود: لطافت, بدبینی, آرزو, خشم در درون او وجود دارد و بسیاری موارد دیگر که در بسیاری از مردم وجود ندارد و نیازی نیز به وجود آن ها نیست. او در خلاء زندگی غوطه می خورد و خود را غرق در آن می سازد. او یک انسان است, یک ماشین نیست و به خاطر این انسانیت است که من کارهای او را تایید می کنم. ولی او ویژگی خاصی در به تصویر کشیدن, ترکیب کردن, احساس کردت و تعمق درون فرم ها دارد. ... من نمی گویم فرم نماد احساس محسوب می شود, ولی آفرینش آن ماحصل یک فعالیت درونی در وجود آفریننده آن است, فرم احساس را به تکاپو وادار می کند... فرم حد فاصل میان طبیعت و انسان است. هنر مند در پاسخ به پرسش ها و احساسات مردم این طبیعت را می آفریند و قبل از آن که به آن جسمیت ببخشد در باره آن فکر می کند, آن را می بیند و همانند یک فرم احساس می کند.
هنری فوسیون,حیات فرم ها در هنر
ظرف چند دقیقه همه چیز تموم می شه. استاد یه نگاه کوتاه می کنه شاید یکی دوتا سوال هم بپرسه و تمام.
اینجاست که یه دفه احساس بیهودگی میاد سراغ آدم!
از وبلاگ آرش خارابی
چرا سرزمین معماران خوشحال؟ حکایت مسابقه سردر دانشکده معماری سوره مثال روشن این سرزمین است، مسابقه ای برگزار می کنند، هزینه ای صرف می شود و در جمع دوستانه و پر از صمیمیت! داوران کارهایی انتخاب می شود، جوایز را تقسیم می کنند و ماچی و موچی و خداحافظ، جالب اینجاست که دوباره چند ساعت بعد از آشفتگی شهر و ناکارایی های دیگران و مسائل سیاسی و اجتماعی و فرهنگی می گویند، باز هم صد رحمت به بساز و بفروشها، با مبلغی خیلی کمتر از هزینه برگزاری این مسابقه حداقل می توانستند دری نصب کنند که رهگذران دانشکده معماری را با گاراژ... یا ...خانه! اشتباه نگیرند.
حسين
حسين بيشتر از آب تشنه لبيك بود اما افسوس كه به جاي افكارش زخمهايش را نشانمان دادند و بزرگترين درد او را بي آبي معرفي كردند.
دكتر شريعتي

دانشجو: ميشه چند تا كتاب مرتبط معرفي كنيد؟
استاد: كتاب كه زياده، اگه بريد ميدون انقلاب، انواع كتاب تو اين زمينه گير مياد. موضوع خيلي پيچيدست و يه كتاب فايده نداره. همون طور كه مي دونيد اين درس، درس خيلي مهميه و الان گرايش هاي زيادي تو مقطع كارشناسي ارشد و دكتري داره. تو كشوراي پيشرفته اين رشته با رشته هاي مختلف ديگه مرتبط شده مثلا جامعه شناسي، روانشناسي و كلي رشته ديگه، چون با همه جوانب زندگي آدم ها ارتباط داره و هر چقدر كه ميگذره اهميتش بيشتر ميشه. ديگه مثل قبل نيست كه يه نفر تو دفترش بشينه و براي يه شهر نظر بده، بايد با متخصصين رشته هاي ديگه هم فكري كنه و بعد برنامه ريزي كنه، اگه اينطور نباشه همين افتضاحي كه مي بينيد پيش مياد...
هفت-هشت دقيقه بعد:
برو جلو کودکم, در راه یافتن چیزی درست و نیک, لگدهای بسیاری نثارت خواهد شد; برو, برو, تقدیر انسان جز این نیست.
لوکوربوزیه, ۱۹۶۵( چند هفته پیش از مرگ)
